سه شنبه چهارم دی 1386
داشتم فراموشت ميكردم اما باز دوباره ديدمت تو غم ها غوطه ور شدم چرا
داشتم فراموشت ميكردم اما تا صدات رسيد به گوش من، شكستم بيصدا! چرا؟
داشتي ميرفتي از خيال من؟، خزوني بود بهارمن، ديدم تو رو: خزونم جون گرفت
قلب سرد ساكتم دوباره با نگاه گرم و بي ريا و عاشقت زبون گرفت
چرا دوباره اومدي صدا رو جون دادي گل بهارو زخم دل دوباره تازه شد
شوق نگاه خستمو دوباره دوختي آخر ستاره حسرتم بي اندازه شد
يا راحتم كن واسه هميشه اين دل بكن ز ريشه از خيال سرد من برو
يا باغبون شوو بهارو باز نشون بده گل ها رو تو وجود خسته ام برو

نوشته شده توسط پیمان در ساعت 10:7 | لینک
|

