تبليغاتX
خودم و همه

وقتي 4 ساله بودم: بابا هر كاري ميتونه انجامبده.

وقتي 5 ساله بودم: بابام خيلي چيزها ميدونه.

وقتي 6 ساله بودم: بابام از باباي تو باهوش تره.

وقتي 8 ساله بودم: بابام هر چيزي رو دقيقا نمي دونه.

وقتي 10 ساله بودم: در گذشته زماني كه بابام بزرگ ميشد همه چيز مطمئنا متفاوت بود.

وقتي 12 ساله بودم: خب طبيعيه پدر در آن مورد چيزي نميدونه ، اون براي بخاطر آوردن كودكيش خيلي پير است.

وقتي 14 ساله بودم: به پدر توجه نكن ، او خيلي قديمي فكر ميكنه.

وقتي 20 ساله بودم: آه خداي من ! او خيلي قديمي فكر ميكنه!

وقتي 25 ساله بودم: پدر كمي درباره آن اطلاع دارد. بايد اينطور باشد، چون او تجربه ي زيادي دارد.

وقتي 35 ساله بودم: بدون مشورت با پدر كوچك ترين كاري نميكنم.

وقتي 40 ساله بودم: متعجبم كه پدر چگونه اين جريان را حل كرد. او خيلي عاقل و دانا بود و دنيايي تجربه داشت.

وقتي 50 ساله بودم: اگر پدر اينجا بود همه چيز را در اختيار او قرار ميدادم و دراين باره با او مشورت ميكردم.     خيلي بد شد كه نفهميدم او چقدر فهميده بود. ميتوانستم خيلي چيزها از او ياد گيرم.

پس بهتر فرصت استفاده از تجربه هاش رو از دست نديم!

اين هم عكس يه مكان خاطره انگيز !

           iust

 

اينم يه آهنگ شاد از گروه آريان " افسونگر": لينك دانلود

نوشته شده توسط پیمان در ساعت 10:22 | لینک  | 

هنوز 10 ساعت از پست قبليم- كه از بيكاريم گلايه كرده بودم – نگذشته بود كه استاد راهنماي محترم پروژه ، من رو از اهميت پروژه در حال انجامم آگاه فرمودند! معني سليس و روانش اينه كه بايد تمام سفرهاي رويايي نوروزيم رو لغو كنم و پروژه رو انجام بدم .... خب نمكش به اينه كه ممكنه فقط يه بار تو عمرت پروه پاياني داشته باشي ، يه فرصتي هست تا از تمام معلوماتم براي پروژه پايانيم استفاده كنم!

از اين حرفا كه بگذريم ميرسيم به آهنگ امروز ، بخاطر فضاي حماسي حاضر اين ترانه از امير تاجيك رو انتخاب كردم:

من كودكانه آسمان را دوست ميدارم    اين مرز، مرز بيكران را دوست دارم

صاف است يا ابري، چه فرقي دارد؟   هرگونه باشد آسمان را دوست دارم

باران كه ميخواهد ببارد ناگهان       من رعد و برق ناگهان را دوست دارم.

از كودكي همبازي من بوده خورشيد      اين كوره آتشفشان را دوست دارم

سبز و سفيد و صورتي شاداب شاداب    نقاشي رنگين كمان رادوست دارم

                        خورشيد هاي ديگري داري اما      خورشيد هاي بي نشان را دوست دارم.

          آسمان

 

اینم لینک دانلود آهنگ کودکانه از امیر تاجیک

نوشته شده توسط پیمان در ساعت 16:30 | لینک  | 

امروزم از سر بيكاري اومدم چندتا مطلب بذارم تو وبلاگم . از موقعي كه كنكور رو دادم ، حوصلم سر رفته ، هركاري هم ميكنم تا بتونم زيرشو كم كنم باز موفق نميشم.

چندتا مطلب جالب به رسم هميشگي براتون گذاشتم:

اول اينكه اگه به حمله قلبي دچار شديد چكار بكنيد ... خب اين پاورپينت رو دانلود كنيد و ببينيد.

دوم اينكه اگه بيكاريد و علاقه مند به خوندن داستانك هاي صادق هدايت چنتاشو براتون گذاشتم ، تا به قول معروف حالشو ببيريد:لینک دانلود

اينم عكس انتخابي اين پستم ، جالبه اگه يه كم به زمينه عكس دقت كنيد:

 

 چهره 

نوشته شده توسط پیمان در ساعت 10:53 | لینک  | 

توي يه ديوار سنگي دوتا پنجره اسيرند       دوتا خسته دوتا تنها، يكيشون تو، يكيشون من

ديوار از سنگ سياه: سنگ سرد و سخت خارا       سد كهنه بي صدايي بهنواي خسته ما

نميتونيم كه بجنبيم زير سنگيني ديوار         همه عشق من و تو قصه است: قصه ي ديوار

هميشه فاصله بوده بين دستاي من و تو        با همين تلخي گذشته شب و روزاي من و تو

راه دوري بين من و تو نيست اما باز اينم زياده      تنها پيوند من وتو دست مهربون باده

ما بايد اسير بمونيم زنده هستيم تا اسيريم        واسه ما رهاييي مرگه تا رها بشيم ميميريم

كاشكي اين ديوار خراب شه، من و تو با هم بميريم    تو يه دنياي ديگه دستاي همرو بگيريم 

 شايد اونجا توي دلهادرد بيزاري نياشه          ميون پنجره هاشون ديگه ديواري نباشه

 

پنجره

 

اینم لینک دانلودش

نوشته شده توسط پیمان در ساعت 14:0 | لینک  |