تبليغاتX
خودم و همه - پنجره

توي يه ديوار سنگي دوتا پنجره اسيرند       دوتا خسته دوتا تنها، يكيشون تو، يكيشون من

ديوار از سنگ سياه: سنگ سرد و سخت خارا       سد كهنه بي صدايي بهنواي خسته ما

نميتونيم كه بجنبيم زير سنگيني ديوار         همه عشق من و تو قصه است: قصه ي ديوار

هميشه فاصله بوده بين دستاي من و تو        با همين تلخي گذشته شب و روزاي من و تو

راه دوري بين من و تو نيست اما باز اينم زياده      تنها پيوند من وتو دست مهربون باده

ما بايد اسير بمونيم زنده هستيم تا اسيريم        واسه ما رهاييي مرگه تا رها بشيم ميميريم

كاشكي اين ديوار خراب شه، من و تو با هم بميريم    تو يه دنياي ديگه دستاي همرو بگيريم 

 شايد اونجا توي دلهادرد بيزاري نياشه          ميون پنجره هاشون ديگه ديواري نباشه

 

پنجره

 

اینم لینک دانلودش

نوشته شده توسط پیمان در ساعت 14:0 | لینک  |